مخالفان عثمان (از کتاب سیره خلفاء رسول جعفریان)

غلبه نگرش عثمانى بر جامعه اسلامى، از زمان تسلط امويان (سال 41 هجرى)، سبب شد تا عثمان از هر نوع اتهامى تبرئه و تطهير شود.امويان اين نگرش را بر جامعه اسلامى تحميل كردند و تنها در عراق بود كه اندكى در برابر اين موضع، مقاومت نشان داده شد.بدين ترتيب عموم اهل سنت، مظلوميت و حقانيت عثمان را در برابر مخالفان پذيرفتند.با وجود اين نگرش، آنان چه قضاوتى درباره مخالفين مى‏كردند؟ يك راه آن بود تا مخالفين وى را بطور واقع بينانه شناخته و آنان را خصم مذهب خود شناسند.اگر اين راه را بر مى‏گزيدند، بزرگان صحابه در معرض اتهام قرار مى‏گرفتند.راه ديگر آن بود كه مخالفين او را كسانى بدانند كه از عراق و مصر آمده و اساسا از صحابيان كسى در ميانشان نبوده است.آنان اين راه را برگزيدند،

ادامه نوشته

اختصاصی // نیروهای سیاسی بعد از شهادت امام حسین(ع)

از نظر ریشه شناسی های امروزی، حکومت اموی همانند حکومت های قبل از اسلام حکومتی پدرسالار و پاتریمونیال بود. نهایت این حکومت ها سلطانیسم است، تصمیم گیری به فرد واحدی بر می گردد و قوا بدو ختم می شود: قضا، نیابت حکومت و تقنین و ... در این حکومت ها حس پدری بر رعایا وجود دارد و ... ریشه های این حکومت سنتی است. مردم باور بر پدر بودن حاکم دارند. این امر به تدریج نهادینه می شود نسل دیگر نیز بدان اعتقاد پیدا می کنند، همان اعتقادی که ما به عنوان پدرشاهی می شناسیم. این شیوه با شیوه که پیامبر ارائه داده است متفاوت است، اعتقاد پیامبر بر رهبری کاریزماتیک بود.
در حکومت های پدرسالار مردم خود به خود اطاعت می کنند، اکثریتی که خاموش است و همانند گله ای می ماند که چوپان او را به هر جا خواست می راند. امویان نیز بدین گونه مقبول واقع شدند چه هتاک و چه غیر هتاک.

ادامه نوشته

اختصاصی // صلح امام حسن(ع)

معاویه برای استیلاء بر امام حسن(ع) به خال المؤمنین و کاتب وحی بودن خود استناد می کرد. البته در برخی منابع قدیمی معاویه در شمار مطلب کتاب النبی آمده است نه کاتبان وحی. ضمن این که باید در نظر داشته باشیم کاتبان در آن زمان انواعی داشتند که از آن جمله کاتب الوحی و کاتب الرسائل بودند. معاویه در آن زمان چند نامه به رؤسای قبایل نوشته بود ولی دست تزویر و جعل او را در شمار کاتبان وحی قرار داد. این بدان معنا نیست که وی کاتب الوحی نبود اما درصد بسیار اندکی از وحی را نوشت، ولی بعدها این امر را برجسته کرد تا از طریق آن مشروعیتی به خویش بخشیده باشد.

ادامه نوشته

اختصاصی // نگاهی کوتاه به نقش امویان در ساختار حکومت عثمان

از دوره بعد از پیامبر(ص) مناصب اداری و سیاسی به مهاجران داده شد حتی قریش مسلمان شده بعد از فتح مکه. بدین معنا نوعی از تخصیص در اعطای مناصب و پست ها را در حق مکی ها شاهد هستیم. در دوره خلیفه اول این امر بیشتر دیده می شود زیرا که شناخت زیادی از قبیله خویش داشت. بعد از فتح مکه ما دیگر شاهد مهاجرت به معنای اسلامی نیستیم و کسانی که در زمان فتح مسلمان شدند (طلقاء و مؤلفة قلوبهم) اسم مهاجر نگرفتند هر چند که به مدینه آمدند.
در زمان عثمان مناصب به امویان تعلق گرفت. انصار تا زمان خلافت علی بن ابیطالب(ع) منصبی نداشتند، تنه در شورای عمر، ابی طلحه انصاری برای نظارت شورا انتخاب شد. در فرصت های بعدی علت ایجاد این فضا در خصوص مناصب را بررسی خواهیم کرد.

ادامه نوشته

اختصاصی // تاریخ اسلام از ابتدای خلافت تا پایان دوره عباسی (1)

مهم ترین خطری که در پیش روی خلیفه اول بود، ارتداد بود. مرتدان شامل گروه های مختلف بودند:
1-    گروهی که واقعا مرتد شدند و پس از پیامبر به دین آباء و اجدادی خویش برگشتند؛
2-    متنبیان یا پیامبران دروغین که گمان می کردند می توانند حرکتی مانند حرکت پیامبر(ص) داشته باشند.
این پدیده در سال های آخر عمر پیامبر(ص) شروع شده بود و بیشتر در مناطق بادیه نشین که سطح فکری قشری و پایینی داشتند دیده می شد. برخی از این متنبیان عبارتند از: مسلیمه کذاب، اسود عنسی، طلیحه بن خویلد و زنی به نام سجاح.
این افراد از شهر دور بودند و شناخت لازم را از اسلام نداشتند و شاید به همین خاطر می خواستند حرکتی شبیه حرکت پیامبر(ص) داشته باشند.

ادامه نوشته

نژادپرستی اموی یکی از عوامل سقوط دولت امویان

شاید بتوان گفت که یکی از موارد عمده گرایش به عرب گرایی آشکار، در دولت اموی حاکم بود. غیر عرب ها که به انگیزه های مختلف اسلام می آوردند از بسیار امتیازهای مهم محروم بودند و حتی با وجود این که مسلمان می شدند باز مجبور به پرداخت جزیه بودند. امویان خود قریشی و قیسی بودند و به تعالیم ضد نژادپرستی اسلام خو نگرفته بودند از سویی گسترش دامنه جغرافیایی اسلام را نیز درک نکردند. بنابراین طبیعی ترین نتیجه آن جنبش موالی بود که در سقوط خلافت اموی نیز نقش داشتند. موالی از جنبش ابن زبیر و مختار در مقابل امویان حمایت کردند. تنها در زمان عمر بن عبدالعزیز بود که این تبعیض به طور موقتی از میان برداشته شد اما بعد از وی دوباره سر برآورد. موالی بعدها به حرکت عباسی پیوسته و به طرز چشم گیری در پیروزی عباسیان بر امویان تأثیرگذار بودند.

ادامه نوشته