ترجمه متون تاریخی به زبان عربی ـ ص 10 بخش 3 الی آخر بخش

فراگیر بودن تاریخ به روشنی در نزد سخاوی تبیین شده است، برای این که از جهتی تاریخ در امر معاد و دین و باطن اعتقاد و از جهت دیگر در اصلاح امر معاملات و زندگی دنیوی دارای غنایی بسیار و منفعتی آشکار برای انسان است. تاریخ در روش های حکومت داری و مدیریت و لشکرداری نیز مفید است تا جایی که «هر که تاریخ را شناخت مثل کسی است که در تمام آن روزگار زندگی کرده است و همه امور را تجربه کرده است.» تاریخ همان است که «در آن ذکر جوانمردان و بخشندگان و کسانی که متصف به وفا و محاسن اخلاقی و شجاعان و جنگجویان آمده است، و همچنین فوایدی دارای منفعت بسیار را برای صاحبان همت های عالی و قریحه های صاف دارا می باشد.»



ادامه نوشته

ترجمه متون تاریخی به زبان عربی ـ صفحه 8 ـ پاراگراف اول تا صفحه 10 ابتدای قسمت 3

روشن است که وارد کردن روایات به معنای تسلیم در مقابل آن چه در آن آمده، یا نبود نقد نیست، بلکه معیارهای نقد بسیار است. نقد در اندازه گیری و برآورد میزان وثوق و دقت منابع روایات، و نقد روش/روش هایی که روایات از آن طریق وارد شده اند، و در ارزیابی محتوا (متن)، در اولویت دادن به یک روایت و شک در دیگری، و در انتخاب یا گرفتن برخی روایات و حذف دیگری، کاربرد دارد، این امر زمانی پیش می آید که مورخ در مورد حادثه ای واحد شماری از روایات را ارائه می کند.
ادامه نوشته

ترجمه متون تاریخی به زبان عربی ـ صفحه 6 ـ پاراگراف آخر تا ابتدای پاراگراف اول ص 8

ترجمه متون تاریخی به زبان عربی ـ صفحه 6 ـ پاراگراف آخر تا ابتدای پاراگراف اول ص 8



روشن است که وارد کردن روایات به معنای تسلیم در مقابل آن چه در آن آمده، یا نبود نقد نیست، بلکه معیارهای نقد بسیار است. نقد در اندازه گیری و برآورد میزان وثوق و دقت منابع روایات، و نقد روش/روش هایی که روایات از آن طریق وارد شده اند، و در ارزیابی محتوا (متن)، در اولویت دادن به یک روایت و شک در دیگری، و در انتخاب یا گرفتن برخی روایات و حذف دیگری، کاربرد دارد، این امر زمانی پیش می آید که مورخ در مورد حادثه ای واحد شماری از روایات را ارائه می کند.

این بدین معنی است که مورخ معمولا دستیابی به نتایجی را که می بیند به خود خواننده وا می گذارد، و به وارد کردن معلومات اکتفا می کند تا تصویر را به خواننده ارائه کرده و از اتهام هوی و هوس دوری گزیند. اما برخی مورخین تلاش می کنند روایات را تحلیل و حوادث را تفسیر کنند (همان طور که در اخبار الفتنه سیف، مروج الذهب مسعودی و مسکویه در تجارب و مقریزی در إغاثة الأمة مشهود است).

و بسیار گفته شده است که: تاریخ اسلامی عربی احوال پادشاهان و سران را ثبت کرده است، و این که در خدمت سلطان بوده است، و ملت ها مورد غفلت واقع شده اند. این اندیشه ای است که به تجدید نظر نیاز دارد، و ممکن است دقیق تر این باشد که بگوییم مورخ فرزند زمان خویش است، و تسلیم دلبستگی های زمان است [؟]

با در نظر گرفتن اصول تاریخ عربی اسلامی می بینیم که اخباریون، که مورخان اولیه در کوفه و بصره بودند، به رویدادهایی که مربوط به قبایل عراقی بود بیشتر از امور خلفاء اهمیت می دادند.

اما مورخان مغازی در مدینه، در ابتدا علاوه بر سیره، به امور جماعت اسلامی نیز اهمیت می دادند. و در امتداد آن، کتاب های مورخان ابتدایی را می یابیم که در مورد صحابه، تابعین و روایان حدیث پرداخته است. (فراموش نکنیم ـ قبل از آن ـ تاریخ نگاری در صفوف مخالفان سیاسی شروع شد).

کتاب های انساب، از جمله أنساب الأشراف بلاذری، علاوه بر امرا و رهبران، حاوی اشاراتی به افرادی است که ذکری از آن ها در زندگی اجتماعی آمده است از جمله: شاعر، نویسنده، دعوت کنندگان یا قاضی.

اگر به مورخان قرن سوم و چهارم (دوره تکوین) مراجعه کنیم مورخی را می بینیم که از هر امر حکومتی دوری می گزیند (طبری)، و مورخی که دور از سلطه حکومت می نویسد (مسعودی)، و مورخی که در فقر زندگی کرده است (بلاذری) اگر چه از خلفاء صله دریافت کرده است، اما بخش عمده ای از کتاب خود را به قبایل و امویان اختصاص داده است، و نیز کسانی که اسم آن ها را نمی دانیم و خلاف رضایت حکومت نوشته است ـ مانند صاحب الامامة و السیاسة و نویسنده اخبار العباس و ولده.

 ممکن است روش برخورد ما با این منابع فراتر از این باشد. برای مثال در طبری و بلاذری تاریخ دیگر شهرها بیشتر از تاریخ مرکز است، و در آن دانستنی های فراوانی درباره قبایل و نقش آن ها در زندگی اجتماعی آمده است، و هر دو آن ها به تفصیل درباره انقلاب ها و حرکت های اجتماعی سخن گفته اند. در بلاذری دانستنی های فراوانی درباره زندگی اقتصادی، که در نوع خود بی نظیر است.