ایران رو به زوال در عصر ناصری
«دولت مرکزی ضعیف است و شاه
بیعرضه. ایالتشمالی بد اداره میشود و بینظمی جنوب کشور را فراگرفته،
حسابهای سالانه دستکاری و مبلغ قابلتوجهی آشکارا اختلاس میشود.» اینها
تصاویر نابسامان ایران در اواخر عصر ناصری به روایت «سر مورتیمر دوراند»
است. لرد رزبری، نخستوزیر لیبرال بریتانیا در اواخر قرن 19 که از نفوذ
گسترده روسیه در دربار ناصرالدینشاه بیم داشت، چون از خدمات پیشین دوراند
در هند و افغانستان رضایت داشت سر مورتیمر دوراند را بهعنوان وزیرمختار
بریتانیا به ایران فرستاد تا ارزیابی دقیقی از اوضاع و احوال این کشور در
سالهای پایانی قرن بیستم داشته باشد که مجموعه آن مکاتبات اخیرا در کتاب
«گزارش سر مورتیمر دوراند» با ترجمه احمد سیف منتشر شده است. این کتاب
حکایت دربار و دولتی است که به نوشته وزیرمختار انگلیس «عملا از ما چیزی جز
پول نمیخواهند.»
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 7:24 توسط مورخ
|
شرق - 1-11-92: ساختن آیندهای نو، بدون التیام زخمهای
کهنه نشدنی است. این جمله علاوه بر زندگی شخصی، در دنیای سیاست نیز احتمالا
صدق میکند. 60سال از کودتای 28 مرداد 32 و سرنگونی دولت ملی دکتر محمد
مصدق میگذرد. کودتایی که تاثیری قاطع و منفی در مسیر ملت ایران برای
دستیابی به دموکراسی و استقلال برجا گذاشت. در بخش اعظم ششدهه گذشته،
دستهای پشتپرده خارجی که به هواداران داخلی استبداد در سرنگونی دولت ملی
ایران یاری رساندند اغلب تلاش میکردند با «سکوت» یا «انکار»، ردپای خود در
این رخداد تاریخی پاک کنند. در سال 2000میلادی، «مادلین آلبرایت»
وزیرخارجه وقت آمریکا به نقشآفرینی «چشمگیر» کشورش در راهاندازی کودتای
۲۸ مرداد اعتراف و بابت آن «عذرخواهی» کرد.