تاریخ وجود منتشَر آدمی است، و تار و پودش تنیده از آن، و مگر ممکن است آدمی وجودش را نشناسد؟ و نخواهد بشناسد؟
تاریخ وجود منتشر آدمی است، هویت وجود سیال آدمی است، وجود انسان وقتی در عمر انسان بسط پیدا می کند می شود تاریخ آن انسان، تاریخ بشریت تاریخ وجود منتشر بشریت است، قصه وجود انسان گفته می شود، لذا پیوند با تاریخ پیوندی وجودی است، وقتی از تاریخ صحبت می شود به انسان اشتباع وجودی داده می شود و پررنگ می شود.
فرد چون پیوند ایامش گسیخت شانه ادراک او دندانه ریخت قوم روشن از سواد سرگذشت خودشناس آمد ز یاد سرگذشت ...